آوارگی یك نهاد بزرگان صنعت سدسازی جهان به ایران می آیند بازار مسکن در خوف افزایش قیمت به سر می‌برد طرح تفصیلی بافت تاریخی تهران رویای یک سرمایه گذاری وکابوس یک کلاهبرداری خانه هوایی پیشرفته با قابلیت نصب در كنار ساختمان! بزرگ‌ترین پل معلق جهان در مشگین‌شهر احداث می‌شود 150 هکتار از بافت تاریخی یزد ثبت جهانی می‌شود بازار را بهم بریزید از ابزار قانونی استفاده‌ می‌كنیم ساختمان سازان صاحب تشکل می شوند چهارمین دوره آموزش تخصصی طراحی ساختمان و دکوراسیون نرخ سود تسهیلات مسکن مهر 11 درصد ماند نیكزاد نماینده رئیس جمهور در طرح احداث ساختمان همایش ها بانک مرکزی با پرداخت وام مسکن ویژه خبرنگاران موافقت کرد تاریخ جدید برگزاری کنفرانس معماری تعاملگرا اعلام شد. مردم در طراحی نمای ساختمان، به دنبال زیبایی هستند هفت‌هزار سال تاریخ «شهریری» زیر پای گوسفندان! پیش‌فروش مسكن دو نرخی شد! عکس/ میلگرد فلزی در بدن کارگر ساختمان با هدفمندی یارانه‌ها قیمت مسکن 15 تا 20 درصد افزایش یافت ادامه

اخبار سازمانها و موسسات

اخبار شرکتها

اخبار آموزشگاه ها

اخبار انجمن ها

پژوهشکده ها و مراکز علمی

کارگاه های آموزشی

همایش ، کنفرانس و کنگره ها

تازه ترين خبرهای معماری نیوز را از طريق پست الکترونيک دريافت کنيد.

*آدرس ايميل و نام خود را در زير تايپ کنيد.

       ایمیل شما

       نام شما
     
 
سطح کیفیت مقالات به چه صورت است؟
 




نتایج نظرسنجی
 
نسخه چاپی نسخه چاپی 560 :کدخبر
ارسال به دوستان ارسال به دوستان ۱۳۸۹ چهارم تير :تاریخ انتشار


جهانی شدن و شهرنشینی در توسعه نیافتگی
مقاله حاضر سعی دارد رابطه میان الگوی جدید اقتصاد جهانی شده و شهرنشینی سریع در كلانشهرهای جهان توسعه نیافته را مورد مطالعه قرار داده ، با استناد به داده های موجود، فقر وسیع در كلان شهرهای مذكوررا ریشه یابی نماید. بلاخره با تحلیل اهداف برنامه ریزی های جدید شهری به میزان كار امدی انها در مقابله با فقرمورد بحث ، بپردازد .

Joao Sette Whintaker Ferreira  استاد برنامه ریزی شهری دانشكده معماری وشهرسازی دانشگاه ایالتی سائوپائولو

موسسه seade ژانویه2001 سائوپائولو مجله پرسپكتیو


حباب بزرگ سوداگری تایلندی


این مقاله را با شرح سر گذشت یك كلان شهر كشور توسعه نیافته آغاز میكنیم .

كلان شهری كه ، مركز اصلی كشورش بوده ، بیش از 55 درصد ازثروت ملی آنرا درخود جای داده است . كشور مورد نظر در این دو دهه گذشته هدف یك حركت وسیع سرمایه گذاری بین المللی قرار داشته است. روند سرمایه گزاری مذكور از اغاز دهه 90 به یمن آزاد سازی وسیع اقتصادی در این كشور آغاز شد؛ در نتیجه درشهر محله های جدیدی با بهترین تاسیسات شهری ، امكانات جابجائی سریع همراه با وسیع ترین سهولت ها ، بزرگ راه های متعد د ، معابر مدرن ، افزون بر یكهزار برج رفیع كه اغلب با بیش از 50 طبقه ساخته شده ، احداث شدند .

بالاخره ساختمانهای فوق مدرن ، برجهای هوشمند ، كه بهترین زیر ساختها وامكانات را برای استقراردفاتر و شعب شركتهای بین المللی ، شركتهای عرضه كننده خدمات معروف به « ثالثیه پیشرفته » واحدهای مسكونی بسیار لوكس ومرفه برای سكونت نمایندگان ، مدیران ، صاحبان شركتهای مذكور، و یا بیزنس من هائی كه در سطح جهانی فعالیت میكنند هم به بناهای فوق ، اضافه شدند .

به عبارت دیگر شهر مذكور به نمونه كامل و مصداق بارز شهرسازی پست مدرن ویا آنچه امروزه برخی از اهل فن  آنرا برنامه ریزی ویا طرح ریزی استراتژیك مینامند بدل شد .

بدین ترتیب وبا این وصف شهر مذكور خودر را وارد « شبكه شهر جهانی» ( Globalcity) ‌نمود .‌
 شبكه شهرهای جهانی یا این مجمع الجزایر رقابت شهری بین المللی كه در آن « شهر بصورت ماشین تولید سود » ، یا كالای بلقوه ای كه ، هم جذاب سرمایه ست وهم از طریق ائتلاف بین مالكین وسرمایه گزاران ، نخبگان (الیت) ، اداب جمعی حكومتی، د ست اندركاران ود لا لان املاك و مستقلات از « امكانات » فضای شهری بهره مند میشوند ، در می آید .

اكنون با حدث وگمانی قریب به یقین میتوانیم بگوئیم سرگذشت مذكور مربوط به شهر سائوپائولو است ؛ ولی با وجود شباهت های بسیارشهر مورد نظر سائو پائو لو نیست .
 بلكه این كلان شهر با قریب به 5/8 ملیون جمعیت بانگكوك پایتخت تایلند میباشد . این سر گذشت نه یك داستان خیالی است بلكه شرح ماجرای دمیدن در باد كنك سوداگرانی است كه نهایتا” منجر به بحران مالی سال 1998، ویا آنجه به بحران اسیائی معروف شد ، گردید .

حال ببینیم چگونه بوده است آن حكایت ؟
واین ماجرا به چه صورتی بوقوع پیوست ؟ چرا این وضعیت واتفاقات یاد آور یك الگوی شهرسازی جهانی در جریانی است كه ، در حاشیه جهان سرمایه داری و یا در جهان توسعه نیافته ، كلیشه وار همواره حتی درسائوپا ئولوی خودمان ، درحال تكرار شدن است.؟!

در سال 1985 تایلند به واسطه مجموعه ای از تسهیلات ارزی وامكان بهره گیری از نیروئ كار ارزان ، همراه با تثبیت نسبی سیاسی ، پذیرای سرمایه گزاری وسیع، عمد تا " ژاپنی، شد .

سرمایه گزاری هایی كه كه برای تایلند تا اواخردهه 90 فرصت رشد اقتصادی محسوسی را فرا هم نمود .

 از آغاز دهه 90 با شروع جهت گیریهای جدید در اقتصاد جهانی وعلاوه بر آن ، تحت تاثیر فشار زیاد بین المللی ، تایلند ، (همانند برزیل وبرخی از كشورهای توسعه نیافه دیگر) نسخه اقتصادی نو لیبرالی ‌جهت تشویق سرمایه گزاری ، ا ز طرق تغییر بعضی از قوانین ، گشودن بازار جهت تشویق ورود سرمایه ، بالا بردن نرخ بهره ، را به اجرا گذاشت . درنتیجه حجم عظیمی از سرمایه های سرگردان بین المللی جذب گردید .

از نقطه نظر شهری عواقب پویا سازی اقتصادی به شیوه فوق در شهر بانگ كوك بسیار وسیع بود .
به گفته پژوهشگر فرانسوی ، اریك شارمز 1998، ساخت سالیانه ی دفاتر و فضاهای تجاری در سال1994 به بیش از یك ملیون مترمربع و تعداد آپارتمانها  و واحد های مسكونی اغلب بسیار لوكس به بیش از 150000 واحد ، رسید .
ایجاد حجم وسیعی از واحد های لوكس وگرانقیمت مسكونی ، فضاها ومحیطهای مسكونی بسیار مدرن نظیر محله سائوپائولوئی Pananby در كنار رود Pinheiros ( محله اعیان نشین در سائو پائولو، م.) وهمچنین ساختمان مرتفع ترین برج با سازه بتنی در جهان كه در سال 1995 بنام Bayok Tawer در 90 طبقه وبا بیش از 320 متر ارتفاع ساخته شده، به بناهای فوق الذ كر ، افزوده گردید.

بد ین صورت ارزش مستقلات افزایش لجام گسیخته ای یافت. (بهای كل واحد های مسكونی فروخته شده دركلان شهر بانگكوك در سال 1994به بیش از 5 میلیارد دلار رسید) بهای زمین هم چندین برابر شد .
 تاحدی كه بهای زمین مسكونی در محلات مرغوبتر به بیش از 5000 دلار به متر مربع رسید.
بد ین ترتیب با چنین قیمتهائی برای زمین و ساختمان فقط واحدهای گرانقیمت ،‌ كه برای متقاضیان توانمند ساخته میشدند، احداث شان به صرفه وسود آور بود . بنا بر این سرمایه گزاری برای احداث اینگونه ساختمانها هم منحصر به سرمایه گزاری های كلان ویا سرمایه های سوداگر جهانی ، امثال غول فرانسوی Bouygues ومعدودی نظیر آن ، محدود میگردید . (انچه در برزیل هنوز بوقوع نپیوسته ! ) .
علاوه براین سرمایه گزاری در این گونه مستقلات علی رقم این كه با ریسك زیادی همراه میباشد ، برای سوداگران بسیار سود آور است .

اماعلی رقم همه این تب وتاب های اقتصادی وسرمایه گزاری های وسیع تایلند ، هرگز از جرگه كشورهای توسعه نیافته خارج نشد . هرگز قادر نشد فقر را ، آنهم در اكثریت قریب باتفاق جامعه ، ا ز میان بردارد .
به نقل از شارمز 1998 در سال 1995 فقط 10 درصد از خانوادههای شهر بانگكوك شرایط انرا داشتند واحدهای مسكونی گران تر از 48000 دلار ( یا بیش از 30 درصد عرضه واحد های مسكونی ) را خریداری یا اجاره نمایند.

با خوشبین ترین برآوردها در همین سال بیش از 275000 خانوار در كلان شهر بانگكوك آلونك نشین بوده اند!؟

بنا بر این ، دست اندركاران ذینفع سریعا " دریافتند عرضه واحد های مسكونی وتجا ری ساخته شده چندین برابر تقاضای ابتیاع آنهاست . مسئله ایكه موجب خالی ماندن بیش از 30 درصد واحدهای عرضه شده گردید .

ركود فعالیتها از یكطرف ، ادامه واردات ومصرف رو به افزایش از طرف دیگر ، موجب كسری بودجه وبدهی زیادی، شد.
 در نتیجه دولت مجبور به اتخاذ سیاستهای انقباضی و محدود كننده گردید. عدم توفیق دولت در سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی ، شكوه روز افزون ا ز سیاست های انقباضی و محدود كننده ، سرانجام موجب سقوط دولت شد .
دولت بعدی با قول ا ز میان بردن ركود ، تقویت و راه اندازی فعالیتها ، بخصوص جهت تقویت فعالیتهای ساختمان سازی وتامین اعتبارات وامكانات مالی برای سوداگران ، بمیدان آمد .
بار دیگر روز از نو و روزی از نو .بالاخره با اتخاذ سیاست های لیبرالیزه تر اقتصادی باعث عمیق ترشد ن بحران و تشدید آن گردید .
چون دولت جدید چاره را در سرمایه گزاری بیشتر در زیرساختهای فیزیكی شهر، همچون شبكه باز هم وسیع تر بزرگراهها درهمان مناطق شهری كه دچار ركود شده بودند ، مید ید .
همراه با این اقدامات و بعنوان اخرین اقدام در مقابله با بحران با حمایت های دولت 36 شركت مهم فعال دراین ساخت وسازها سرمایه وامكانات مالی خود را به بورس عرضه نمودند .
 در سال1996 بیش از61 درصد سرمایه اسمی بورس بانگكوك به سهام شركت ها، بنیادهای مالی ساختمانی ومستقلاتی ، تعلق داشت.

بدین ترتیب با دیون و بدهی هائی كه این شركتها با خود به بورس آورده بودند بسرعت بورس را به سقوط سهام سوق دادند.
 هنگامی كه در سال 1997 شركت Somprasong Land یكی ازبزرگترین شركت های ساختمانی عدم توانائی در انجام تعهدات خود را اعلام نمود بسرعت موج وسیع فرار سرمایه بورس بانگكوك را فراگرفت .
بحران مالی فوق بحدی شدید بود كه حكومت رامجبور كرد ، جهت رفع یا تعد یل مشكل ، از بانك جهانی طلب استمداد نماید .
اكنون بحران معروف به اسیائی آغاز شده بود ؛ بحرانی كه اثارش بسرعت بصورت اثر دومینو به بقیه نقاط جهان تسری یافت حتی به بازار ما  هم سرایت نمود.

شرح عواقب آنچه تحت عنوان : حباب بزرگ سوداگری تایلندی ، بطور خلاصه، براساس مقاله روشنگرانه اریك شارمز 1998 مطرح گردید ؛ برای نشان دادن وضعیتی استكه امروزه بطور همزمان دراكثر نقاط نیمكره جنوبی در حال وقوع است.
وضعیتی كه نتیجه طبیعی رابطه علت ومعلولی بین سیاست های اقتصادی ایستكه ، از نظر ساختاری با سیاست های نولیبرال همخوانی داشته ، توسط اقتصادهای وابسته باجرا درمی ایند ؛ سیاست هائی كه مطابق با الگوهای تجویز شده توسط اژانسهای چند جانبه اتخاذ شده درنتیجه موجب بقا وتداوم- البته تا هنگامیكه مخاطره انگیز نشده اند- وضعیت اسفناك اجتماعی اقتصادی ، اكثریت مردم این كشورها ، گردیده است.
 در محدوده كلان شهرهای بزرگ این وضعیت بصورت رشد جمعیت درحاشیه قرارگرفته ایست كه، درشرایط فقر قریب به مطلق ، به زندگی ادامه میدهند.

به بیانی دیگر آنچه در بانگكوك بوقوع پیوست ؛ شبیه و همانند سایر كشورهای توسعه نیافته است : یعنی تضاد مزمن میان جهانی شدن «مدرنیزه كننده» بكار گرفته شده توسط نخبگان (الیت) حاكمی است كه ادامه این راه ، ازنظر اید ئولوژیكی ، بمثابه گذ رنامه ایست برای ورودشان به جمع جهان اولی ها وبنیانهای اجتماعی عقب مانده و فلا كت بار بر جای مانده از گذشته استعماری بصورتیكه ، مدرنیزاسیون مورد بحث، تا كنون درعمل به حفظ وضعیت فوق وتداوم آن انجامیده است.

توسعه نا برابر و ترتیب داده شده .


این تضادها نو نیستند . تا كنون بارها مفصلا” با شواهد بسیار توسط صاحب نظرانی كه به بررسی وتحلیل وضعیت برزیل ، پرداخته اند ، مطرح شده است . صاحب نظرانی همچون: Caio Prado Jr ,, Fernand lorestanF, Furtado Celso هرچند تحلیل های انها غالبا” محدود به كشورهای امریكای لاتین است ؛ ولی به هر حال مبین ، منطقی مشترك برای جنبه های مختلف ، وضعیت كشورهائی هستند كه تحت لوای سرمایه داری وابسته زند گی میكنند.
این صاحب نظران همواره ضد یت بین امپریالیسم (منافع بسط جهانی- اقتصاد سرمایه داری ) وشكل گیری دولتهای ملی كه قادر به كنترل سرنوشت خود باشند را بر جسته نموده اند. Sampaio ، معتقداست كه: درواقع ضدیت مذكور عدم امكان سازگاری توسعه سرمایه داری جهانی را با مردم سالاری و اقتدار ملی نمایان میگرداند.

در برزیل اتحاد استراتژیك بورژوازی محلی با سرمایه بین المللی و با قدرت های برتر (هژمونیك) این فرصت را بوجود آورد كه، صنایع جایگزین واردات حاصل نهائی اش افزایش میزان آزادی عمل نسبی كشور ، درون نظام جهانی سرمایه داری ، باشد. 1999 Sampaio Jr در كشورهای دیگر پیرامونی فقدان یك صنعت ملی ، حتی با اهمیتی حد اقل ، موجب گردید الیت این كشورها بصورت دستیارا ن ساده ی داخلی تجارت بین المللی، و یا بقول سمیر امین 1991ماموران خرید، خریدار، (كمپرادورها) ، درآیند .

برخورد بسیار مخرب روند جهانی شدن با پارك صنعتی برزیل و به مخاطره انداختن ادامه فعالیت آن تغییر نقش بورژوازی ما را ، تا حد بورژوازی كمپرادور ، طلب مینماید .

اما آنچه سعی در برجسته نمودن آن است ، روندی است كه در آن بورژوازی «مدرن» ما با تسلط بر الیت محافظ كار(«عقب مانده») وتضمین بقای ان ، درنتیجه حفظ وتداوم ساختارهای اجتمائی متروك وعقب مانده مبتنی بر مناسبات نابابر بر جای مانده از دوران استعمار، ایجاد فرصت و امكان ورود سرمایه های بین المللی رافراهم آورده، درنتیجه از این طریق وبا پیوند با آن ، برتری (هژمونی) خود بر بازار داخلی را تضمین می نماید.
 این ساختاری است كه اكثر صاحب نظران برزیلی بخصوص فلورستان فرناندس آنرا توسعه نابرابر ـ  و در رابطه و در مقایسه با توسعه سرمایه داری( هژمونیك) دركشورهای صنعتی، ترتیب داده شده ، یا وضعیتی كه در آن ساختارهای جدید اقتصادی اجتماعی وارداتی برساختارهای عقب مانده ونابرابر محلی استوار گشته ، مینامند .
برداشت صاحب نظران فوق الذكر این است كه : تضاد بین توسعه نا برابر سرمایه داری درمقیاس جهانی و روند فورماسیون برزیل هنوز به انتهای راه خود نرسیده است. بعكس، (سامپایو ژونیور 1999 ) مدعی است كه « این تضاد» بصورت انتاگونیسم اشكار یا وضعیتی درامده است كه امكان كنترل جامعه بر سرنوشت خود را، با وجود رابطه اقتصاد – جهانی سرمایه داری ، غیر ممكن میگرداند.
دو امكان انتخاب نامطلوب تحمیل شده بر چنین بن بستی و همچنین عواقبی كه هر كدام از دو شق را با خود دارند؛ موجب شده بگوید : برزیل هم اكنون بین « ملت و بربریت » قرار دارد.
بنابراین در سناریو آنتاگونیسمی كه بحث جهانی شدن را شامل میگردد بورژوازی « مدرن» ، درشرایط تاریخی جدید سرمایه داری مالی جهانی ، بمثابه كارآمد ترین ابزار جهت تثبیت وبسط روند پیشرفت تكنیكی سرمایه داری هژمونیك عمل مینماید.
 بالاخره در ازای ایفای چنین نقشی است كه هژمونی اش را بر بازار داخلی تضمین مینماید.


شهرنشینی فقر

كلان شهرهای بزرگ بزرگ جهان توسعه نیافته امروزه شاهد و مبین آنتا گونیسم و نابرابری پیش گفته اند.
نخست برای اینكه پدیده شهر نشینی سریع ، كه در این چهل سال اخیر در جریان بوده ، همانطور كه بعدا” ملاحظه خواهد شد، عمد تا” به كشورهای پیرامون نظام سرمایه داری مربوط میشده است.
دوم، آنچه ملاحظه میشود این است كه دقیقا” شهرها هستند كه بصورت وسیله مطلوب بسط اقتصاد – جهان سرمایه داری ، كه امروزه به پدیده جهانی شدن معروف شده، در می آیند.

مقر شركتهای بزرگ فرا ملیتی، نهادهای مالی وسرمایه گزاری ، شبكه های اطلاعاتی ، تله پرت ها، سیستم های تلفن سلولار، ارتباطات كابلی ، كالاهای مصرفی لوكس، فعالیت های خدماتی مدرن، همگی عناصر تجد د (مدرنیته) هستند كه ، با جهانی شدن در آمیخته اند.

 همه ی این عناصركلا” وضرورتا” عناصر شهری اند. تا حدی كه بر اساس وجود همین عناصر مفهومی همچون «شهر جهانی» ( Globalcity)، توسط نویسند گانی چون: 1996Saskia Sassen و Boja و Castells در 1997 ، مطرح میگردد.

پدیده شهر نشینی ای كه در اكثر كشورهای توسعه نیافته مشاهده میشود؛ حاصل تاخیر درر وند صنعتی شدن پیرامون سرمایه داری بوده است. جذابیت قطبهای صنعتی برای توده مردمی كه از روستاها دفع میشدند ؛ (بویژه در كشورهائی كه پذیرای شركتهای چند ملیتی بوده اند ؛ كشورهائی كه در مرحله تبدیل اقتصادهای كشاورزی- صادراتی به اقتصاد های « نیمه صنعتی» قرار داشتند؛ همچون: برزیل و هند.) موجب گسترش وسیع قطب های شهری جهان سوم در دهه 60 میلادی گردید.
مردمیكه ا ز مسكن و زیر ساختها  و تاسیسات شهری كه حداقل شرایط زندگی را برای آنها فراهم آورد بی بهره بوده اند.
ضمن اینكه دراكثر حالات مقامات محلی هم اقدامات چندانی در رفع این كمبودها انجام نداد ند . علاوه بران دراثر كثرت نیروی كار (كه باعث كاهش توان وامكان مطرح نمودن خواسته هایشان میشد ) و همچنین هدف اصلی الیت حاكم كه همواره در صد د پائین نگهداشتن سطح دستمزد آنها بودند ؛ وضعیتی را بوجود آورده كه آنرا - « شهر نشینی ی نا برابر» می نامیم- كلان شهرهای غول آسای صنعتی، فرد یست ، (اشاره به روشهای كه فورد وهمچنین تایلور برای بهره گیری بیشتر از نیروی كار در كار خانه های خود بكار می گرفتند.
 توسعه نیافته، با تمركز تولیدات صنعتی و توده نیروی كاری كه در تقسیم اجتماعی فضای شهری متمایز میگردند؛ آنچه (Lipietz 1999) آنرا «تجمع پدر سالانه » ، نوعی «فردیسم پیرامونی» ، می نامد.

انفصال نا بخشودنی روند صنعتی شدن از نیازهای ضروری جامعه وضعیت مازا د ساختاری نیروی كار را بشدت بحرانی نموده ، به سبب بزرگی مطلق حجم این مازاد و بالا بودن میزان تمركز آ ن در مراكز شهری ، روز بروز، امكان یگانگی ( انتگراسیون) آنرا با توسعه سرمایه داری ، مشكل، مشقت بار تر و عملا” غیر ممكن نموده ، بدین ترتیب بحران اجتماعی را بیش از پیش شدت می بخشد.» ( سامپایو جونیور 425 / 1999 ) مهم این است كه زیاد بودن حجم شهرنشینی برجسته شود. شهر نشینی در امریكای لاتین هم اكنون به بیش از 75 در صد كل جمعیت رسیده است . cepal مركز برنامه ریزی امریكای لاتین سال 2000 این سطح شهرنشینی با شهرنشینی در كشورهای آسیائی و آفریقائی چندان قابل مقایسه نیست ؛ دراین كشورها هنوز بخش مهمی از جمعیت روستائی اند .
 با همه ی این تفاوت ها نمیتوان منكر این واقعیت شد كه شهر نشینی سریع هم اكنون ویژ گی همه كشورهای جهان سوم است. هرچند در صد شهرنشینی آنها كمتر از امریكای لاتین است ولی در آسیا و افریقا هم شاهد ظهور، مداوم كلان شهرهای با بیش از پنج ملیون نفر وبا همان ویژگیهای فورد یسم پیرامونی، می باشیم .
 همانطور كه میدانیم درمیان ده محدوده كلان شهری پرجمعیت ترجهان فقط سه محدوده ان (توكیو ، نیویورك ، اوزاكا) دركشورهای شمالی ، وبقیه یعنی هفت كلان شهر پر جمعیت تر جهان در كشورهای جنوب، قرار دارند . (در این میان سه كلان شهر پر جمعیت تر متعلق به امریكای لاتین میباشد.)

تجمع شهری وسیع درپیرامون جهان سرمایه داری ، دقیقا” بعلت نا برابر بود نش ، بصورت نا امید كننده ای حاكی از تداوم وعدم تغییر وضعیت رقت بار كنونی است.
 اما درمقاله ای دیگر ودر همین مجله ،  Ermina Maricato ، معتقد است : شهر نشینی جاری نتایج مثبتی نیز داشته موجب بهبود در بسیاری از شاخصهای اجتماعی، بویژه رشد جمعیت، شده است.

در امریكای لاتین خاصه برزیل امروزه شاهد افزایش متوسط عمر، كاهش مرگ ومیر كودكان كه در نتیجه گسترش زیرساختهای اولیه (آب لوله كشی ، امكانات بهداشتی وغیره) بوده ، میباشیم .
داده های سپال نشان میدهد : درامریكای لاتین ،‌‌‌ بخاطر بالا بودن در صد شهر نشینی ، فقر اقتصادی مردم (ناشی از پائین ماندن سطح دستمزدها) بیشتر از كمبود زیر ساختهای اساسی است. ا گر در سال 1980 كمبودهای فیزیكی و زیر ساختی، (ضرورتهای اساسی كه هنوز بر آورده نشده اند) ، ازنظر درصد كمبود بیشتراز درصد فقر اقتصادی مردم بود ، (به ترتیب 54 و 35 درصد) درسال 1991 رابطه مذكور به عكس شده وهم اكنون به ترتیت 32 و 36 در صد ، میباشد.
ماریكاتو در مقابل همچنان نشان میدهد كه شهر نشینی  نا برابر موجب بد تر شدن شاخص های اجتماعی اقتصادی (درآمد ، بیكاری، خشونت) و از نظر فضای شهری و شهر سازی(گسترش شهری و الونك نشینی ) ، شده است.
آنچه در عمل موید این واقعیت است كه شهر نشینی در جریان در واقع تمركز دهنده فقر بوده است. تمركز فقر ویا بگفته آریاگادا  : بیش از 60 درصد فقرا وتهید ستان امریكای لاتین درشهرها زندگی میكنند ؛ موقعیتی كه قاره را به منطقه در حال توسعه و یا در واقع روند جهانی شهر نشینی فقر تبدیل نموده است.
آریاگادا  ، درانتهای سده 8 /  125ملیون ازساكنین مناطق شهری دراین قاره فقیر بوده اند؛( سازمان ملل فردی را فقیر بحساب میاورد كه درامد سالانه اش كمتر 400 دلار باشد. به استناد آمار سپال درسال 2000 درامریكای لاتین بیش از 220 ملیون نفر در فقر زندگی ‌میكرده اند .آ نچه در واقع حدود 45 درصد جمعیت امریكای لاتین ‌ میباشد . درجهان رقم فوق و یا تعداد فقیرا ن حدود 3/1 میلیارد و یا بیش از یك پنجم جمعیت آن است .
 جمعیتی كه بخش اعظم ان در كلان شهرهای كشورهای پیرامون سرمایه داری ‌ زندگی میكنند.

براساس آمار سال 1997 شرایط زندگی جمعیت فقیر این كلان شهرها بصورتی بوده كه بخش اعظم آنها در مكان های مسكونی ، زیر- نرمال و یا محقر نشین زندگی ، میكرده اند. در شرایط برزیل غرض از شرایط زیر نرمال كلبه محقر ، الونك ، كپر  و یا مكانهای مسكونی ایست كه بصورت غیر قانونی و با حداقل امكانات ساخته شده اند. ناهنجاری شهری مبین نا مرغوبی فیزیكی ـ شیوه ساختمان مسكن، و/ یا وضعیت ژئومورفولوژیكی/ محیطی اطراف مكان مسكونی ـ ساختمان نامناسب ، زمینهای توام باریسك ،  زمین های پست و سیل گیر و امثالهم؛ به هرحال اینگونه مكانهای مسكونی ، در فرهنگ و زبانهای متفاوت به اسامی مختلفی ، نامیده میشوند؛ ازانجمله: Bidonvilles  ,Slums, Favela  وغیره . بالاخره آنچه در همه مشترك است و تغییر زیادی نمیكند درجه محقر بودن ، رقت باری ، ونبود حداقل كیفیت زندگی در آنهاست ؛ كه خود نشانه جهانی شدن (گلوبالیزیشن) فقر و تهی دستی است.

در كلان شهرهای بزرگ برزیل حدود 50 درصد جمعیت شرایط مسكونی شان بصورتی است كه میباید انها را محقرنشین بحساب آورد.
 بصورتیكه : فقط در كلان شهر سا ئو پائولو جمعیت محقرنشین حدود شش ملیون نفر است. الونك نشینان سائوپائولو هم حدود 20درصد كل جمعیت انرا تشكیل میدهند. در پرت الگره ، بلوهریزنته، ریودژانیرو و در رسیفی ، به نقل از 2000 ‏‏Clichensky ، بیش از 46 درصد جمعیت محقرنشین ویا آلونك نشین هستند .
درشهر كرد و یا در آرژانتین 20درصد مردم الونك نشین، درمنطقه كلان شهری لیما مركز كشور پرو50  درصد جمعیت درشرایط زیر نرمال سكو نت دارند .
 ازاین تعداد 30 درصد در الونك ( Favela) و  20 درصد ما بقی در نوئی كپر ( Cortisa)،( ویا كلبه هائی كه از پهلوی هم قرار دادن پوست درختان جنگلی ساخته میشود. ) ، زندگی میكنند.
این تعداد باهمین نسبت در كیتو اكودور ،كاراكاس در ونزوئلا، شهر مكزیكو در مكزیك وبوگاتا در كلمبیا، به تا 59 درصد جمعیت این كلان شهرها، میرسند.
وضعیت مذكور به شهرها وكلان شهرهای امریكای لاتین محدود نمیگردد. با یك گشت سریع « دور د نیا» در خواهیم یافت « شهرنشینی فقر» بقدر كافی جهانی شده ؛ طوری كه دراین گشت دوردنیا باا رقام بالا تری هم موا جه خواهیم شد.
 برآ ورد میشود درسال 1996 بیش از 50 درصد جمعیت دهلی نو در هند درشرایط زیر نرمال زندگی میكرده اند . از ا ین 50 درصد 25 درصد شان الونك نشین بوده اند.
 در بمبئی درهمین سال  150هزار نفر بی خانمان درخیابانهای شهر شب را بروز میاوردند . در همین شهر درسال 1991 بیش از 45 درصد كل واحد های ساخته شده ، احداث شان غیر قانونی بوده است . درسال 2000 دردومین شهر پرجمیت بنگال دش كه جمعیت ان 5/2 ملیون نفر بوده ، یك ملیون نفر آ لونك نشین، بوده اند .
 در فیلیپین در شهر مانیل درسال 1996 بیش 40 درصد جمعیت شهر در شرایط زیر نرمال زندگی میكرده اند ؛ نزدیك به همین در صد ویا 4 4 در صد ا ز جمعیت كراچی در پاكستان هم شرایط مشابه ای داشته اند. (بوئنوس 2000) در اندونزی درسال 1994این رقم به 70 در صد كل جمعیت شهری میرسیده است.
 در قاهره كلان شهر دیگر جهان توسعه نیافته كه درا ین اواخر هدف «مدرنیزاسیون غربی» نیز بوده است نصف جمعیت درسال 1996 درشرا یط زیر نرمال زندگی میكرده اند.
 مسلما” این ارقام ودرصدها درافریقاكه به نهایت درحاشیه اقتصاد جهانی قرار گرفته ، وفراموش شده، بسیار بیشتر از در صد های پیش خواهد بود. درلواندا در انگولا 70درصد، درادیس آبابا در اتیوپی 85 درصد، مردم درشرایط زیر نمال زندگی ، میكرده اند.

ویژگی دیگر شهرنشینی نابرابر آهنگ رشد سریع حاشیه فقیر نشین این شهرها درمقایسه با بخشهای مركزی ، توسعه یافته تر آن ، است.
 فرضا” در حالی كه درصد توسعه فیزیكی شهر سائو پائو لو سالانه 93/1 درصد بوده؛ حاشیه ان 3/4 گسترش داشته است.  و یا اینكه دردهلی نو هنگامیكه شهر دهلی بین سالهای 81 و91 حدود 8/3 درصد رشد داشته روستاهای فقیر نشین حول شهر تا 6/9 درصد گسترش سالیانه داشته اند. همین طور در بوگاتا در كلمبیا از سال 1973 تا1985 در حالیكه در محله های مركزی تر رشد منفی بوده؛ اطراف فقیر نشین شهر در همین سالها رشد شان به 5/7 تا 5/12 درصد رسیده بود.


میان ملت وبربریت

وضعیت شهرهای بزرگ توسعه نیافته ها، دراغاز سده بیست ویكم، چنین استكه ملاحظه شد.
فقر وسیعی كه نتیجه محرز عدم توازن ساختاری، میان روند صنعتی شدن و شهرنشینی  پیرامونی، است . اكنون می بینیم نگرانی پدرو جونیور، درموردغیر ممكن بودن جذب دوباره خیل عظیم مازاد نیروی كار مراكز شهری ، كه بحران اجتماعی لا علاجی راموجب شده ، تا چه حد صحیح وبجاست .
در واقع ، در چنین وضعی است كه جهانی شدن (گلوبالیزاسیون) بد نبال تحمیل ویژگیهای مدرنیزه كننده خود میباشد . بنابراین در حوزه شهری تضاد ساختاری  اقتصادهای مبتنی بر توسعه نابرابر و ترتیب داده شده ،‌‌ به نا هماهنگی ، میان محلات «جهانی شده ی» شهر و یا محلاتی كه وضعیتی نرمال دارند ، و استقرار های معروف به «زیر نرمال» كه ، اكثریت محله های شهری را شامل میشوند ، انجامیده است .
محله هائی كه درحاشیه مانده ، گوئی هم سرمایه وامكانات و هم قدرت اجرائی آنها را ، فراموش نموده اند . همانطور كه آمار پیش گفته حاكی از درحاشیه ماندن بخش مهمی از جامعه شهری است ؛ امروزه در اكثر كلان شهرهای مذكور ، شمار شهروندان تهی دست بمراتب بیشتر از شهروندان توانگر است این وضعیت به حدی رسیده كه حتی مفهوم، « آن چیزی» را كه بعنوان شهر می شناسیم مخدوش نموده است .
وضعیتی بوجود آمده كه ، الیت جامعه شهری خود را درمیان دریائی ازتهید ستان ، میبیند. در واقع هیچگاه ، طبقات مسلط تا این حد، احساس نا امنی وتهدید نمیكردند.
بی خود نیست كه بیشتر نشریات بزرگ برزیل ـ كه بطور سنتی معرف منافع نخبگان (الیت) جامعه اند ـ مكررا” به نشر عناوینی، همچون:« شهر مورد هجوم قرار گرفته» ویا « شهر محاصره شده»، به یاد آوری انچه با وضع د لخواه شان مغایرت دارد ، مبادرت میكنند.
 بجای توجه به افزایش نا امید كننده فقر وتنگد ستی ، و تضعیف مداوم و غیر قابل پذیرش توانائی واحوال اجتماعی اقتصادی اكثریت ساكنین شهر ، نخبگان (الیت) جامعه نگران هجوم نا خوش ایند وبی رویه به شهر«شان» ، میباشند .
خودداری ازپذیرش این واقعیت كه شهر آنگونه كه میباید باشد، نیست ؛ همواره بدنبال امنییت ورفاه خود بوده ، محله های ـ قلعه گونه ای با بالاترین امكانات زیستی ورفا هی را برای خود ، مهیا نموده اند . محله هائی همچون: الفاویل، درسائوپائولو ، سانگ تونك تائی، در بانگكوك، یا نورد لتا ،‌ دربوئنوس ایرس ، « نوعی اپار تاید شهری »، كه همه انها بصورت واكنش در مقابل وضعیتی استكه ، به سطخ غیر قابل تحمل ازخشونت وناهنجاری های اجتما ئی رسیده است.

شاید بتوان، نظریه سامپایو جونیور 1999در رابطه با سرمایه داری برزیل بعد از جنگ دوم جهانی را،‌ برای تبیین موقعیت شهری كنونی، مورد استفاده قرار داد : هنگامیكه شهرهای فورد یست پیرامونی زیر كنترل بورژوازی قرار داشتند ، علیرقم نابرابری وفقر زیاد دربخشهای حاشیه ای انها، گسترش وبطور كلی وضعیت شهرتحت كنترل نسبی قرار داشت . شهر ها میدان سیاست ومكان مناسب برای اعمال حاكمیت طبقه حاكم بودند. موقعیت اجتماعی شهرها دراواخر دهه 90 بتدریج بگونه ای شد ، كه تضاد سنتی موجود در انها به یك ضدیت (انتاگونیسم) اشكار، تبد یل گردید .
 بنظر میرسد بوژوازی كنترل اش را ، برگسترش نا برابر شهر ، بكلی از دست داده است .
طوری كه هر زمان بیشتر ، ضرورت اعمال یك اقدام یا انتخاب رادیكال ، میان حفظ وضع موجود (استاتوت كنونی) كه در ان ساختار منا سبات اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی هم اكنون به یك سطح غیر قابل تحمل رسیده ویا اقداماتی كه بطور ریشه این ساختار را ، درجهت بوجود آوردن وضعیتی كه مبتنی بر تساوی فرصت های اجتماعی باشد ، تغیر دهد ، را ضروری میگرداند .

دررابطه با شهر های برزیل ، همچنین یقینا”، بسیاری از كلان شهرهای كشورهای توسعه نیافته، در چنین وضعیتی، میتوانیم بگوئیم : امروزه در مرز میان « شهر و بربریت» زند گی میكنیم . شهر توسعه نیافته ها نمایانگر، درحاشیه ماندن اجتماعی در كشور هائی است كه ، عقب ماندگی و تجدد توام شده اند.
 بنا بر این مشكل انها همان مشكل جامعه توسعه نیافته است: قیومیت مطلق منطق كسب ودرآمد ، ازطریق فوق بهره كشی تاریخی از نیروی كار و فوق بهره برداری (تا ُبن ) از محیط زیست كه، بنظر میرسد ، درجامعه و همین طور درشهرها، بسطح غیر قابل تحملی رسیده است. بدین ترتیب ، اقدامات تحمیلی سرمایه داری هژمونیك ، از طریق شكل جدید جهانی شده اش ، همراه با الگوهای (مدلهای) جدید برنامه ریزی اش، كه پیوست ان بوده وهمراهی اش میكنند ، بنظر میرسد، مشكلات ومعضلات موجود را افزایش داده وانهارا شدت می بخشند.

برنامه ریزی استراتژیك وتوسعه نیافتگی

همانطور كه میدانیم سیاست های لیبرالی، الگوی وا شنگتونی كه درسالهای دهه 80 ، بمثابه تخته نجات غریق، برای جهان سومی ها مطرح گردید ، تا حدودی موجب پویائی اقتصادی ا زطریق بسط بخش ثالثیه پیشرفته وصنایع جدید (مبتنی بر مدلهای اقتصادی جهانی شده ) ، گردید. سیاستهای مذكور ، درواقع بجز تحرك اقتصادی محدود اولیه شان ، نتیجه چندانی ببار نیاوردند ، حتی موجب تشدید وافزایش نا برا بری اجتماعی ،‌ كه امروزه مورد تائید بانك جهانی هم هست ، نیز شدند. ارزیابی سپال این است كه، اصلاحات لیبرالی « بطور غیر قابل انتظاری تاثیر محدودی » در افزایش اشتغال وبرابری فرصت ها در سطح جامعه ، داشته است.
 دست اندركاران مدل تبلیغ شده در ابتدا اعلام نكردند كه ، مدرنیزاسیون ناشی از جهانی شدن در كشورهای توسعه نیافته ، فقط بخش كوچكی ا ز جامعه را منتفع نموده ودر مقابل اكثریت جامعه از این انتفاع بی بهره مانده، درمشكلات ومعضلات تشدید شده ، شریك خواهند بود .

با اینكه امروزه عدم اطمینان شدیدی نسبت به تاثیر سیاستهای لیبرالی، بكار گرفته شده در برخی كشورهای توسعه نیافته ، وجود دارد ؛ امادرعرصه شهری این سیاستها هنوز هم ، با شدت هر چه تمامتر،دنبال میشوند.

این ابزا ر جدید، كه در رابطه با مسائل شهرها مطرح میگردد ؛ «برنامه ریزی جدیدی» است كه بنام برنامه ریزی استرا تژیك شناخته شده، در واقع هماهنگ وهمخوان با پویائی ، انعطاف وویژگیهای اقتصاد جهانی شده ، در مقابل برنامه ریزی  عملكرد گرا (فونسیونالیست) و در پی هم آهنگ نمودن اهداف خود با اهداف بنگاههاو اژانسهای بین المللی است.

ویژگی اصلی برنامه ریزی استراتژیك این استكه پاسخ مشخصی ، در محدوده سیاستهای توسعه شهری ، برای بن بست انتاگونیك كه وجود انرا در كلان شهرهای مناطق توسعه نیافته قبلا” مطرح نمودیم ، نداشته ، به عكس موجب تشدیدو بحرانی شدن ا ن ، میگردد.

برنامه ریزی استراتژیك چاره همه مشكلات ، و نهایتا” تنها اینده ا ی كه میتواند برای شهر متصور باشد، را به وارد شدن شهر در شبكه « شهرهای جهانی شده » ، كه در آنها مسئله اصلی میباید رقابت شهری باشد ، میداند.

«آژانسهای چند جانبه ونظریه پردازانشان (ایدئو لوگهایشان) هم ا كنون ، دراستانه قرن جدید  ، شهرهای ایده آل خود را طراحی كرده اند: چنین شهری تولید كننده ، قابل رقابت ، جهانی شده (گلوبالیزه) و درارتباط با شهرهای جهانی مباد له كننده است.
 همانند بنگاهی است كه در یك فضای جهانی ( گلوبال) در رقابت قرار داشته باشد . حاكم چنین شهری همچون « مدیر » یك بنگاه است: مدیریت ، بازاریابی جسورانه ، تمركز تصمیم گیری ، مصلحت گرائی ، انعطاف و ... بلاخره با این رویه وروحیات استكه هرشهر، برای بهره گیری بیشتر ا ز فرصت ها، میباید برتری رقابتی خود را دردر بازار قلمرو اش تثبیت نماید. »

اعتقاد پایه این است كه شهر جهانی شده هنگامی بخت زیاد تری برای بقا دارد كه ، بهتر بتواند در این رقابت وارد شده ، برای سرمایه گزاران ومراكز شركتهای فراملیتی ، جذاابیت بیشتری داشته باشد. یعنی هرچه بیشتر درپیشرفت سیستمهای اطلاعات ، ارتباطات ، مد رنیزه كردن زیر ساختها ، تقویت بخش « خدمات پیشرفته» وكانالهای ارتباطی سرمایه مالی بین المللی ، كه بگمان انهاقادرند به فضاهای شهری فرسوده واز هم گسسته زندگی جدیدی بدهند ، سرمایه گزاری نمایند .

استخوانبندی ی فنی ا ین برنامه ریزی «نو» اقدامات وسیاست گزاری هائی را می طلبد ، كه ساخت و سازها دخالتها ، درسطوح وساختارهای مختلف فضای شهری چنان توزیع گردند كه، انها با فعالیتهای وابسته به اقتصاد جهانی شده ، دررابطه باشند : تله پرتها ، مراكز وشعب بنگاهها ، فضاهای بسیار برای نمایشگاه ها و نشست های بین المللی ، پاركهای تكنولوژیكی، فرودگاها ، هتلها ، وعملیات وسیع زیبا سازی و مدرنیزاسیون فضاهای عمومی وغیره .  بهترین شاهد این برنامه ریزی شهری « نو» را میتوان ، در شرح ماجرای « حباب بزرگ سوداگری تایلندی» دربانگكوك ، كه درشروع این مقاله آورده شده ، ملاحظه نمود.
 ساخت وساز مستقلات درابعاد وسیع در فضاهای مرغوب تر شهر ، درنتیجه پیوند میان ، نقش افرینان محلی كه برای ایجاد رونق اقتصادی مشاركتشان ضروری است – صاحبان مستقلات ، الیت زمیندار، مقامات محلی ، سرمایه گزاران داخلی وخارجی ـ همگی حول شكل دادن به «خواست وسلیقه» ایكه برای چنین فعالیتی ضروری است . بالاخره شناسائی « امكانات اقتصادی محلی »برای اینكه انچه عرضه خواهد شد، برای «خریداران» بالقوه محلی ویا متقاضیان وسرمایه گزاران بین المللی، مقبول و جذاب باشد.

بدین ترتیب به آسانی میتوان دریافت اهداف چنین برنامه ریزی هائی تا چه حد سودجوئی وسوداگرانه است.
 فقدان حداقل ا حساس مسئولیت ونگرانی دررابطه بامسائل جامعه شهری در زمینه های مورد بحث ، در واقع بجای مطرح بودن نگرانی مذكور ، موضوعاتی چون « رونق بازار»، ،«نوسانات بورس زمین» ، تبلیغات وسیع حول مزایا و لوكسی واحدهای عرضه شده وغیره ، دلمشغولی دست اند ركاران و مسئولین را، تشكیل میدهد. در مجموع ، با این وصف میروند كه شهر را میدان رقابت نمایند. دراین سناریو واقعیت ها و معضلات اسفبار كلان شهر كشور توسعه نیافته بسادگی بفراموشی سپرده میشود.

آنچه عملا” در جریان میباشد این است كه مدل فنی- نظری (تكنیكی- تئوریكی) این برنامه ریزی وارداتی ، متعلق به وضعیت ها و واقعیت هائی است كه، با توسعه نیافتگی بیگانه است وبه آن تعلق ندارد.
مهذا، آنچنان دراینجا بكار گرفته میشوند كه ، گوئی كلیدی برای راهیابی به جمع « جهان اولیها » است. در رابطه با نا همخوانی وبیگانگی این نسخه های تقلیدی با واقعیت های شهری ما، ارمینا ماریكاتو 2000،آنها را «ایده های بیگانه با مكان ومكان بیگانه با ایده»های مذكور خوانده است. بدین ترتیب مد ل برنامه ریزی استراتژیك ، درشهرهای مختلف امریكای لاتین، ازطریق تبلیغات و بازار یابی همچون سایرفعالیعتهای بازار، بكارگرفته شد. از آن جمله میتوان نمونه هائی چون : طرح استرتژیك شهر ریودو ژانیرو ، طرح شهر سازی محور تاماندوانی در شهر سنت اندره درسائوپائولو، را نامبرد.

در مورد ریو وانیرو 2000 نشان میدهد ، چگونه بصورت یك «تقلب زیركانه واز پیش ترتیب داده شده » ، بوده است. ا و نشان میدهد، چگونه دست اندركاران با تبلیغات ، تحت عناوینی چون جوابگوئی به نیازهای مسكونی ، ولی در جهت تامین سود سودا گران ، بالاخره مطلوب جلوه دادن اهداف طرح ، با این نوید كه شهر را، برای ورود سرمایه های بین المللی ، پویا ، مدرن، وقابل رقابت خواهند نمود ، طرح را به اجرا در آوردند.
 در ا رژانتین برنامه ریزی استراتژیك درشهرهای مختف، به امید جذب سرمایه های وسیع بین المللی بطور رسمی به اجرا گذاشته ، شده است. از آن جمله در شهرهای كردوبا و باهیا بلانكا .


  جزا یر جهان اولی ها

سیاست های هماهنگ شده ، با سناریو جدید اقتصاد ی كه ، در دهه نود هم سو با الزامات جهانی شدن، اعمال شدند ـ كه برنامه ریزی استراتژیك هم بخشی از آن بود ـ باعث انعطاف و سست شدن مصوبات موجود شهرسازی و همینطور گسیختگی بیشتر شهری ، درمقابل تمركز عملكرد گرایانه (فونكسیونیست) ونظم دهنده ی موا د و نُرم های مصوب قبلی شهرسازی ، گردید. همینطور ، همانند سیاستهای اقتصادی هماهنگ شده با جریان نولیبرالی ، درها برای ورود سرمایه جهانی شده ، كه هدفشان بخش مهمی از مصرف كننده های كشورهای پیرامونی بود كه، درسطح بالائی از توانمندی قرار داشتند ، گشوده شد .
سست وكم اهمیت شدن مصوبات پیشین شهرسازی كه تا ان زمان ساخت وسازهای شهری را كنترل وهدایت مینمود ، فرصت را برای پیوند منافع« سرمایه گزاران مستغلات/ زمین داران/ سرمایه های بزرگ داخلی وخارجی / دست اندر كاران حكومتی / را، فراهم نمود. بدین صورت ، گروههای ذینفع همراه با بخشهای فربه شده جامعه  كشور پیرامونی وبنگاهای فراملیتی فعال دراین بخش ، فرصت بی نظیری را ، برای انجام معاملات بزرگ مستغلاتی و دستیابی به سودهای كلان ، آماده می دیدند .
بدین صورت است كه احداث فضاهای با امكانات مسكونی سطح بالا ، همانند شهرهای جهان سرمایه داری مركزی ، را میتوا ن دركشورهای پیرامونی تكرا ر نمود . یا حقیقتا” «جزایر جهان اولی» را در میان دریائی ا ز فقر كلان شهرهای پیرامونی احداث نمود .

میتوان گفت: تولید فضا ، درشهرهای توام با ضدیت (انتا گونیسم) پیرامون سرمایه داری جهانی شده ، هر زمان بیشتر دچار انزوا وجدائی ( Segregation) بخشهای مختلف جامعه اش از یكدیگر میگردد .
بدین صورت كه در آن نخبگان (الیت) حاكم ، بطور آشكار خود را ا ز اكثریت مردم ، جدا مینمایند . ا لبته پدیده مذكور چندان جدید هم نیست .همانطور كه Villaca نشان میدهد: این «جزایر» میتوانند عملكردهای متفاوتی داشته باشند . میتوانند بصورت محله مسكونی لوكس واعیان نشین بوده ویا اینكه یك مجموعه مدرن خدماتی تجاری پیشرفته باشند ، ویاحتی بخشی ا زمحله های مركزی قدیمی وفرسوده شهرباشند كه ، باسرمایه گزاری های زیاد كاملا” وبا كلیه امكانات جدید نوسازی شده ، دراختیار متقاضیان توانمند قرار گیرند.
 نتیجتا”همه این ساخت وسازها دارای وجوه مشتركند : سرما یه گذاری وسیع ، كیفیت بالای تاسیسات و زیرساختهای شهری ، متقاضیان توانمندی كه میتوانند ازعهده این مخارج برایند . درواقع بسیاری از ساخت وسازها حاصل پیوند مهندسین معمار و سوداگران وسرمایه گذارن در این بخش بوده كه بعضا” همانند نمونه بانگكوك با ایجاد جو مصنوعی و زد و بندهای مختلف طرحها را به اجرا در میاورند.

همانطور كه ملاحظه گردید ،نمونه های متعددی دراین ر ابطه قابل طرح اند ،محله هائی چون: Muang Thong Thani در بانگكوك Parque Panamby درسائوپائولو و محله دربوئنوس ایرس و غیره .. همگی نمونه هائی هستند كه قبلا”مشابه آنها دركشورهای صنعتی بوجود آمده بودند. مانند پروژه Ballery Park در نیویورك و Dockland در لندن این پروژه ها دوباره در كشورهای پیرامونی ، بعنوان نسخه ای كه میتواند به محله های مركزی شهر ، ویا درواقع به محله هائی كه دراثر تا ثیرات منفی جهانی شدن دچار تخلیه وفرسودگی شده اند ، زندگی دوباره بدهند ، به اجرا در آمدند . (بازهم ایدهای بیگانه با مكان .) خوشبختانه اینگونه برنامه ها هم اكنون با مخالفت شدید گروههای سازمان یافته جامعه مدنی روبرو شده است.

بدین ترتیب ، گسترش وسیع حاشیه فقیر نشین شهر و وجود مراكز شهری قدیمی تخلیه شده باعث شده سرمایه گذاری های جدید منحصر، به محلات طبقه متوسط ومرفه نشین شهر ، گردد.
در نتیجه و در عمل كلان شهر به دو بخش تقسیم شد : بخش قانونی ورسمی ( Formal) كه تقریبا” همه  سرمایه گذاری ها، ساخت وسازهای نو و همچنین طرحهای مربوط به خدمات شهری را به خود اختصاص داد و بخش غیر رسمی وغیر قانونی ( Informal) كه، عملا” در همه  زمینه ها ، به فرا موشی سپرده شد. نمونه های برزیل برای ما كاملا” اشنا هستند ، مانند منطقه جنوبی ریودوژانیرودر مقایسه با سایر مناطق آن ویا فرضا” منطقه جنوب شرقی سائو پائولو . دربقیه نقاط جهان پیرامونی ، وضع چندان متفاوت با وضعیت ما نیست . مثلا” درمحله Colaba در بمبئی ویامنطقه جنوبی شهر دهلی نو در هندوستان .

واقعیت مهمی كه درچنین وضعیتی قابل تامل و  توجه میباشد ، همراهی همه جانبه بخش عمومی با این جریانات است . گذشته از اینكه تخصیص منابع مالی بخش عمومی به این طرحها به نوعی همراهی با منافع طبقات حاكم وبا نفوذ جامعه شهری است ، واقعا” ناشی از باوری است كه این مقامات ، از جهات مختلف به اهدا ف ظاهری وتبلیغ شده اینگونه طرحها ، دارند .

« مخارج هنگفت هفت ملیارد دلاری كه شهر را بمیزان زیادی مقروض نموده ، صرف خدمات زیر ساختی برای تاسیسات شهری یازده طرح عظیم شدند كه ، فقط دو طرح آن خارج از منطقه كلان شهری سائوپائو لو قرار داشتند.
 طرحهای مذكور درمحله هائی به اجرا درآمدند كه ساكنین آن از بالاترین در آمد در شهر برخوردار هستند .

ظاهرا” ، انگار مقامات مسئول با تخصیص مبالغ مذكور این هدف را تعقیب مینمودند كه، بالاخره در شهر ما هم « جزیره جهان اولی ها» بوجودآید ، ازاین طریق سائوپائو لوهم تبدیل به كلان شهر جهانی شود ! همه اینها در شرا یطی بوقوع میپیوست كه ، مسئولین منطقه كلان شهری سائو پائولو ازتامین بودجه 30 در صدی تصویب شده اموزش وپرورش شانه خالی كرده واعتبار انرا صرف طرحای مذكورنمودند! » (2000 Maricato)

سائو پائو لو ، شهر جهانی ؟

اگر رابطه میان الگوهای اقتصادی بكار گرفته شده و درپی آن عد م تعدیل وا ز میان رفتن فقر ، بویژه درشهرها ، را در نظربگیریم ، میبینیم رابطه میان سرمایه مالی جهانی شده و رونق بازارسوداگران ساختمانی ، در شهرهای بزرگی كه ، ظاهرا” قابلیت تبدیل به «شهر جهانی» شدن را دارند ، از یك كشور نسبت به كشور دیگر ، متفاوت خواهد بود.
 برای مثال ، حجم وسیع سرمایه بین المللی كه در ، عملیات ساخت وساز سوداگرانه بانگكوك در تایلند بكار گرفته شد ؛ شاید نمونه مشابه اش (هنوز؟ ) در برزیل تحقق نیافته باشد .
 بنظر( nopielo ) سرمایه گذاری در پروژه های بزرگ ( مگا پروژه) برزیلی در رابطه با فضاهای مورد استفاده خدمات ثالثیه پیشرفته ( همانند مجوعه ساخته شده در خیابان بررینی در سائوپائولو) هر چند بیشتردر آغاز ا ز طریق منابع مالی صندوق باز نشستگی به اجرا در آمدند، و یا با اینكه در ابتدا مستقیما سرمایه بین المللی دركار نبود ؛ مهم این است كه ویژگی این سرمایه گزاریها اهداف سوداگرانه آن بود. بهمین خاطر تدریجا” وابسته به سرمایه های سوداگر جهانی شدند . روند تدریجی ورود سرمایه های سوداگر جهانی به بخش ساخت وسازهای مستقلات شهری در برزیل ادامه داشته، ا ز آن جمله شركت Ellis Richard كه یكی از مشاركت كننده های مهم طرحهای مربوط به مجموعه بررینی در سائوپائو لو بوده است . (2000 Nobre) در این باره چنین میگوید :

«سرمایه گذاری برای طرحهای مجموعه بررینی بین سالهای 1990 تا 1998 نخست ا زمنابع مالی صندوق بازنشستگی تامین شده بود. این سرمایه گزاری ها رفته رفته از دو میلیاردولار به هشت میلیارد دلار افزایش یافت . سرمایه گزاری های بعدی دراین مجموعه ، كه نهایتا” به احداث تعدا د زیادی ساختمای بسیار لوكس و ومجهز انجامید سرمایه های بین المللی بوده اند . »

بنا براین درچنین وضعیتی است كه ، میتوا ن با شاهد آوردن وجود چنین مجموعه هائی و نشان دادن زرق و برق آنها « جهانی شدن »شهر سائوپائولو را مطرح نمود.
 درمقابل مشكل آفرینی ها وتشدید مشكلات ناشی از فعالیت سوداگران ساختمانی ، نظیر آنچه در بانگكوك گذشت را به را حتی ، بفراموشی سپرد. نوبره میگوید: پروژه های بسیار بزرگ (مگا) وطراحی شهری ایكه مورد پسند الیت است ، صرفا“ برای جلب توجه سرمایه گذاران میباشد .
شباهت این پروژه ها ، به نمونه های مشابه ای كه در دهه هشتاد در ایلات متحده وانگلستان به اجرا درامده ، مبین ا ین ادعا ست .ا ومعتقد است كه : با این وضعیت ریسك بالقوه حتی برای شركت های سرمایه گذار مستقلات نیز افزایش یافته است.

«گسترش بازار مستقلاتی در دهه مذكور واقعا” ازطریق بوجود آوردن تقاضای مصنوعی تحقق یافت . چون ساختمانهای مور د بحث به واسطه فراهم آوردن شرایط مالی (از آن جمله تضمین درصد بالای سود برای سرمایه ها) ، ونه نیاز واقعی بازا ر، ساخته شدن شان میسر گردید . در نتیجه از یكطرف موجب سقوط ارزش آنها در بازار شده و از طرف دیگر باعث افزایش درصد تخلیه بناهای قدیمی تر گردید. به بیانی دیگرتوجیه ضرورت پروژه های مذكور فقط به تبلیغات خودشان محدود میگردد . چون ، نه مطابق با تقاضای موجود بازار ، ونه پاسخگوی نیاز قابل شناسائی درجامعه ، بلكه واقعا“ مبتنی بر تبلیغات وترتیبات كاملا”مصنوئی ، بوده است .

سقوط سهام بازار بورس در دوشنبه سیاه (19 اكتبر 1987) موجب پایان یافتن، یك دوره ا ز رشد ، افزایش بیكاری و نا هما هنگی اقتصادی شد . در لندن و درنیویورك هركدام بیش از صد هزار فرصت شغلی از دست رفت .« بازا ر مستقلات وساخت وساز، مستقیما“ بعلت بلا استفاده ماندن شمار زیادی از ساختمانهای تجاری كه بیش دوبرابر نیاز بازار ساخته شده بودند ، دوچار ركود شدید گردید . »

شكنندگی رابطه میان سرمایه گزاری مالی و مستقلاتی كاملا” محرز است .بحران بانكگوك بهترین شاهد این واقعیت است .
 جالب است یادآوری نمائیم ، ساختمانهای هوشمند وبسیار مدرن ساخته شده درمجموعه Berrini و Spraiadas Agua به سبب همین تنگناها، اغلب بصورت تضمین طرف ثالث ، اجارهای ، ( Leasing ) واگذار شده است . درموقعیت ناپایدار اقتصادی همانطور كه میدانیم ، آنچه میتواند هر لحظه بوقوع بپیوندد ، این است كه:شركت های دست اندر كار با تغیراتی «ساختمانهای هوشمند » مذكور را تبدیل به دفاتر معمولی نموده از این طریق مخارج جنبی بسیار بالا را به حداقل برسانند ؛ كه اینهم موجب افزایش واحد های تخلیه شده گشته ، به عدم برگشت سرمایه های بكار گرفته شده ، منجر خواهد شد.
هنگامیكه ریسك بالای سرمایه گزاری مستغلاتی، بصورت پیش گفته، نه تنها در وضعیتی چون بانكگوك حتی در كشورهای پیشرفته سرمایه داری مركزی نظیر ایالات متحده وانگلستان دچار بحران ونهایتا” كسری زیاد ، خواهدشد. اكنون دركشوری مانند برزیل بااقتصادی كه در سطح بالائی ا ز ناپایدا ری قرار دارد ؛ فرضا” درشهر سائو پائولو باحدود شش ملیون جمعیت درحاشیه، به همان نسبت كه فضای مالی واقتصادی كافی برای گرم كردن بازار مستقلاتی و ورود مستقیم سرمایه سوداگر جهانی را دارد ، ریسك سرمایه گزاری در این بازار هم بالا است .

ادله سازی دیگر ، خاص آنهائی كه تاكید دارند سائوپائولو را « شهر جهانی» بدانند این است كه: سائو پائولو هم اكنون دارای بخش وسیعی از فعالیت های جهانی است كه موجب شده اشتغال بر پایه فُرد یسم ان تبدیل به اشتغالهای مدرن جهانی شده ، عمدتا” متعلق به بخش ثالثیه پیشرفته ، گردد .
هرچند ادعای مذكور تا حدی واقعیت دارد، (با توجه باینكه اغلب این اشتغالها سابق بر این هم وجود داشته واصولا” بطور كلی ربط چندانی با موج جهانی شدن كنونی ندارند).
  ولی با همه اینها ، اگر به نتیجه تحقیقات وزارت برنامه ریزی كه به تازگی انتشار یافته ، كه دران فعالیت های كلانشهرهای كشور را براساس «جهانی شده » و«غیر جهانی شده» ا ز یكدیگر تفكیك نموده ، توجه نمائیم . ملاحظه خواهد شد : فقط حدود 7 در صد موسسات مورد مطالعه با فعالیت هائی در را بطه اند كه میتوان آنها را جهانی بحساب آورد .

همچنین ، برخی مدعی اند ، كه هم اكنون با جریان وسیع خروج صنایع ا ز شهر ، بعلت گرانی مخارج استقرار در آن ، مواجه ایم ؛ و این را نتیجه پیشرفت ارتباطات و فراهم امدن تسهیلات ناشی از آن میدانند .

باز هم با اینكه این ادعا ها در سطح محدودی قابل قبول است، ولی اندازه و در واقع تناسب آن با كل بنگاه های مستقر در شهر بسیار ناچیز و كم اهمیت تر از آن است، كه تا این حد در باره ا ن تبلیغ شود .

بررسی های EADES نشان میدهد ، هنوز هم منطقه كلان شهری سائوپائولو ، بیش از 60 درصد ارزش اضافی صنایع ایالت و 57 در صد شاغلین مربوطه را در قلمرو خود استقرا ر دا ده است .

البته ، افزایش فعالیتهای خدماتی تا اندازهای در ارتباط است با بسط بخشهای « ثالثیه پیشرفته » درارتباط با اقتصاد جهانی شده ، ولی واقعیت این است كه افت اشتغال صنعتی ، درمقابل ،‌ بیش ازاینكه ناشی ا ز بسط ثالثیه پیشرفته باشد ، بعلت تاثیر مخرب جهانی شدن بر بخش صنعت دربرزیل بوده است .
تاثیری كه نخست موجب بیكاری قسمتی از نیروی كار بخش صنعت وسپس جابجائی انها به بخش خدمات ، بویژه خدمات حاشیه ای ، (بخشی كه قبلا” تحت عنوان غیر رسمی Informal مطرح گردید. م) میشود .
آمار شهرداری سائوپائولو در این مورد نشان میدهد ، كه افزایش محسوس بیكاری درسائو پائولو بین سالهای 1988 و1998 از 2 .8 در به 17 درصد ، دراثر افت فعالیتهای صنعتی از .1. 29 درصد به 8 .17 در صد در همان محدوده زمانی ، بوده است .
 افزایش شاغلین در بخش خدمات هم درهمین محدوده زمانی افزوده شده ، كه مبین جابجائی نیروی كار از بخش صنعت به خدمات است ، ولی این خدمات را ، دراكثر موارد ، نمیتوان خدمات پیشرفته « جهانی شده» نامید .
 چون اغلب بصورت خدمات در حاشیه ، مانند : خد متكار خانگی ، د كه دارن ، مغازه داران كوچك و امثالهم ، بوده اند.
واقعیت مهم این است كه : افت اشتغال صنعتی وافزایش خدمات غالبا“ حاشیه ای در همان محدوده زمانی استكه، فعالیت های مربوط به اقتصاد جهانی شده ، تشدید شده بود .
نمیخواهیم منكر این واقعیت شویم. كه بخش نسبتا” مهمی ا ز فعالیت اقتصادی در سائو پائولوهم اكنون خصلتی جهانی شده بخود گرفته ، بویژه فعالیت های معروف به « مراكز جدید» مستقر در مكانهائی نظیر : Lima Faria , Berrini , spraiadasE Agua وهمچنین منكر این هم نیستیم ، كه سائوپائولو نقش برجسته ای درارتباط جهانی اقتصاد ما داشته است .
 ولی آنچه را مایلیم مورد توجه قرار دهیم میزان اهمیتی است كه میتوان به آن داد ـ به نقش جهانی كلان شهر ـ درامر «مدرنیزا سیون» كشور ، درقالبی كه فقط به منافع بورژوازی داخلی محدود نبوده ودرواقع درجهت منافع كل جامعه باشد . به نظرمیرسد، آنچه را كه برخی از دست اندر كاران وبرنامه ریزان در رابطه با ورود شهر ، به شبكه شهرهای جهانی شده ، مطرح میكنند ، نظریات و ذهنیتهای وارداتی متعلق به كشورهای مركزی است كه ، با خواستگاهها وانتظارات اكثریت جامعه ما همخوانی نداشته ، واقعیات موجود را مورد تامل وتوجه كافی ، قرار نمیدهند . نظریات والگوهائی هستند كه با واقعیتهای هیچیك از كلان شهرهای اقتصادهای پیرامونی همخوانی وانطباقی ندارند. وباز هم از مصاد یق بارز «ایده وانگارهای خارج از مكان»‌ میباشند.

بالاخره ، « مدرنیزاسیونی» كه درپی انیم ، چگونه است ؟
امكان استقلال در تصمیم گیری در قالب الگوهائی كه ، مردم سالاری ، مساوات اقتصادی اجتماعی را حتی الامكان ، برآورده نماید .
 یا اینكه الگوهای همخوان با ساختارهای نو لیبرالی، وبرنامه ریزی شهری آن ، كه با هدف « ورود به جهان اول » تجویز ویا تقلید میشوند ، فقط بخش كوچكی از جامعه را منتفع میگرداند . در خاتمه ، میتوان این پرسش را مطرح نمائیم : برای اینكه بتوانیم توسعه وبهزیستی را برای همه فراهم نمائیم چه اقدامات و سیاست هائی در ارجعیت و اولویت قرا ر دارند؛ ایا واقعا” اولویت این است كه ، به هر بهائی كه شده ، فرضا”سائوپائولو جهانی شود ؟






تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است




نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


اختصاصی معماری نیوز /تخلف حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در برگزاری مسابقه معماری ایران 1404

این بی توجهی تا آنجا پیش می رود که نفرات اول و برگزیده را نیز مشخص نمی نمایند / متن اعلام نتایج بدون امضاء و نام هیئت داوران اعلام و اطلاع رسانی شده است.

ادامه


اطلاعیه مهم وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری:اعلام فعالیت غیر مجاز آموزش عالی دو موسسه آموزشی در تهران

دفتر آموزشهای آزاد غیر دولتی و غیر انتفاعی وزارت علوم اعلام كرد : موسسات آموزشی مركز معماری ایران و اندیشه طراحان بومی فعالیت غیر مجاز در زمینه آموزش عالی دارند.

ادامه


هزاران شرکت از حضور در مناقصه‌ها محروم شده‌اندمتن شکایت پیمانکاران و کارکنان از ریاست جمهوری

جمعی از پیمانکاران و کارکنان معاونت نظارت راهبردی رئیس‌جمهور ضمن شکایت از این معاونت، اعلام کردند که با اقدامات این معاونت، روند برگزاری همه مناقصات کشور مخدوش است.

ادامه


آرشیو

اخبار آموزشگاه ها

خانه هنر و معمار
کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
پیاده سازی با سیستم خبری تحریریه ، الفبای ایده برتر

نرم افزار مدیریت خبر تحریریه